2 – تعلیم تعلم

رسول اکرم وارد مدینه شد.چشمش به جمعیتی افتاد که دو دسته تشکیل شده بود و هر دسته حلقه ای مشغول عبادت و ذکر و دسته دیگر به تعلیم و تعلم و یاد دادن و یادگرفتن سرگرم بودند.هردو دسته را از نظرگذراند و از دیدن آنها مسرور و خرسند شد.سپس به کسانی که همراهش بودند رو کرد و فرمود این دو دسته کار نیک می کنند و بر خیر و سعادتند.آنگاه اضافه کرد لکن من برای تعلیم ودانا کردن فرستاده شده ام.پس خودش به طرف همان دسته که به کار تعلیم و تعلم اشتغال داشتند رفت و در حلقه آنها نشست.

 

3 – معاشران خوب

گروهی از مسلمانان از راه دور به حضور رسول خدا مشرف شده بودند.آنها ضمن سخنان خود از ایشان تقاضای یک سلسله اندرز کردند.رسول خدا چند جمله فرمود که یکی از آنها این است.

از هم اکنون رفیقان و مصاحبان و معاشران خوب برای خود در جهان دیگر انتخاب کنید که درآن جهان همراه و مصاحبت زنده هرکس همانا اعمال و رفتارهای تجسم یافته خود اوست.

 

4 – ساده زیستی

در یکی از احادیث آمده است در جریانی تعدادی از زنان پیغمبر اعتراض کردند که زندگی ما بسیار ساده است.پیغمبر جواب دادند که اگر فکر می کنید زندگی من ساده است و نمی توانید با زندگی ساده من بسازید حاضرم شما را طلاق بدهم و طبق معمول قرآن عمل کنم.البته همه شان گفتند به زندگی ساده می پردازیم.

 

5 – امت واحد

تکیه پیامبر اکرم بر قرآن و بهره گیری بجا بموقع از آن به عنوان یکی از استراژیهای مخصوص حضرت برای ترسیم دورنمای مطلوب بوده است.تأکیداتی که قرآن در موضوع وحدت و بخصوص اعتلای کلمه حق و دیانت اسلام دارد بهترین درون مایه ها را در اختیار می گذارد که فرمود کان الناس امه واحده.

 

6 – ادای دین

رسول اکرم در بستر مرگ قرارگرفته بودند .غم و اندوه مسلمانان را احاطه کرده بود.حال رسول خدا هر روز از روز قبل و خیم تر می شد.تب، وجود آن حضرت را فرا گرفته بود.برای کم شدن تب بدنش دستمالی به سرش بسته بودند.در حالی که به شانه حضرت علی تکیه داده بودند به سوی مسجد آمدند و بر فراز منبر رفتند و با همان حال ضعیف خویش خطاب به مردم فرمودند ای مردم نزدیک است از میان شما بروم.هرکس نزد من امانتی دارد بیاید تا حق او را بپزدازم.شخصی از جایش بلند شد و عرض کرد ای رسول خدا در یکی از سفرها در حالی که می خواستید با چوب دستی اسب خویش را هدایت کنید چوبدستی تان به من اصابت کرد.اینک می خواهم قصاص کنم.پیامبر فرمود ای مرد بیا جلو و قصاص ک.غم و اندوه سراسر مردم را فرا گرفت.اشک از دیدگان آنان سرازیر شد.ناگهان آن مردگفت ای حبیب خدا وای بر من که بخواهم شما را قصاص کنم .و پیامبر او را در آغوش خود گرفت و نوازش کرد.

 

7 – حدیث

در برابر هر بلای بزرگ پاداشی بزرگ است.پس چون خدا بنده ای را دوست بدارد به بلایش بیازماید.آن کس که به دل خرسند باشد خدا از او خشنود شود و هرکه ازآن به خشم آید خدایش بر او خشم گیرد.

 

8 – بخیل واقعی

پیامبر اسلام فرمودند بخیل واقعی کسی است که نام من در نزد او برده شود و بر من درود نفرستد.

 

9 – برکت صلوات

پیامبر اکرم فرمودند کسی که یک بار بر من درود فرستد خدا ده بار بر او درود می فرستد.و کسیکه ده بار بر من درود بفرستد خدا صد بار بر او درود می فرستد و البته صد بار درود خدا هزار بار درود خدا را در پی دارد کسیکه هزار بار بر من درود بفرستد عذاب نخواهد دید.

 

10 – همسایه

یکی از انصار خانه ی جدیدی در یکی از محلات مدینه خرید و به آنجا نقل مکان کرد.بعد از مدتی متوجه شد همسایه خوبی نصیب او نشده است.به حضور رسول اکرم آمد و عرض کرد در فلان محله میان فلان قبیله خانه ای خریده ام.متأسفانه همسایه من شخصی است که نه تنها وجودش برای من منشأ خیر و سعدت نیست بلکه از شرش هم در امان نیستم.رسول اکرم چهار نفر یعنی حضرت علی (ع) سلمان و ابوذر و مقداد را مأمور کرد تا با صدای بلند در مسجد به مردم بگویند هرکس همسایگانش از آزار او در امان نباشند ایمان ندارند.این اعلام در سه نوبت تکرار شد.بعد رسول اکرم با دست خود به چهار طرف اشاره کرد و فرمود از هر چهار طرف تا چهل خانه همسایه محسوب می شوند.

 

11 – یاری از دست

یکی از انصار به مجلس پیامبر می آمد و از شنیدن سخنان ایشان در شگفت می ماند.اما آنچه را که می شنید در یادش نمی ماند.این ناتوانی و فراموشی را با پیامبر در میان نهاد.آن حضرت فرمود از دست راستت یاری بگیر.و اشاره به دست خود کرد .مراد او از این سخن این بود که آنچه را که می شنوی بنویس.

 

12 – صلوات بر محمد صلوات الله علیه و آله وسلم

پیامبر اکرم می فرمایند همیشه کاروانی از ملائک با امر الهی در حرکتند.هنگامی که به جلسه ذکر می رسند گروهی از آنان می گویند بنشینید وقتی اهل جلسه دعا کنن یا صلوات بفرستند آمین بگویید و با آنان صلوات بفرستید.سپس گروهی از آنها به گروه دیگر می گویند خوشا به حال این افراد زیرا از جلسه مراجعت می کنند در حالی که خدا آنان را آمرزیده است.

 

13 – اخلاق نرم و خوی پر جاذبه رسول حق همواره یکی از مهمترین ابزارهای ارزشی وحدت دینی صفوف و فرو نشاندن اختلافها، نزاعها و جلب و جذب انسانهای پاک سرشت بوده است.

 

14 – دل انسان

پیامبر اکرم می فرمایند دل انسان مانند یک پَر است که در بیابانی به درختی آویزان کرده باشند که باد دائما آن را دگرگون می کند.

 

15 – صلوات بر پیامبر

حضرت امیر (ع) می فرمایند فرستادن صلوات بر پیغمبر خدا بهتر از آبی که آتش را خاموش کند گناهان را از بین می برد.

 

16 – بهترین اعمال

از ابو علقمه روایت شده است که پیغمبر اکرم بعد از نماز صبح رو به ما کرد و فرمود اصحاب من؛ دیشب عمویم حمزه و برادرم جعفر طیار را در خواب دیدم. به آن دو نزدیک شدم و گفتم پدر و مادرم فدایتان.کدام عمل را برتر یافتید؟

پاسخ دادند پدر و مادر ما فدایت.ما صلوات بر تو،تشنه را سیراب کردن و محبت علی را برترین اعمال یافتیم.

 

17 – وصف رسول اکرم

قرآن کریم در وصف رسول اکرم می فرماید او به نیکی امر و از زشتی نهی می کند.چیزهای پاک را برای آنها روا و چیزهای پلید و زیانبار را ناروا می کند و بار سنکین و غل و زنجیرها را که بر آنهاست بر می دارد.این بار سنگین و غل و زنجیرها همانهاست که بر عقل و روح مردم بوده است و دست توانای رسول خدا آنها را برداشت.

 

18 – پرستش پروردگار

حضرت محمد از دوران نوجوانی از شرک و بت پرستی به شدت متنفر بود و معمولا برای رهایی از محیط شرک و بت پرستی به کوهی در نزدیکی مکه واقع در شمال این شهر به نام حرا پناه می بردند.آن حضرت در آنجا به دور از هر گونه هیاهو و خرافات جاهلی و بت پرستی به خدای متعال فکر می کردند و پروردگار بزرگ را پرستش و عبادت می نمودند.

 

19 – محکمترین دستگیره ایمان

تا آخر هیچ یک از شاگردان نتوانستند به سؤالی که پیامبر طرح کرده بود جواب درستی بدهند.هرکس جوابی داد و هیچ کدام مورد پسند واقع نشد سؤالی که رسول اکرم در میان اصحاب خود طرح کرد این بود.در میان دستگیره های ایمان کدام یک از همه محکمتر است؟

یکی از اصحاب گفت نماز.دیگری زکات.دیگری روزه.دیگری حج و عمره.دیگری جهاد.رسول اکرم فرمودند خیر هیچ کدام از این موارد نبود.خود ایشان فرمود تمام این کاهایی که نام بردید کارهای بزرگ و با فضیلتی است ولی هیچ کدام از اینها جواب آن سؤالیکه من پرسیدم نیست.محکمترین دستگیره های ایمان دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن داشتن به خاطر خداست.

 

20 – توبه

مردی از اهلی حبشه نزد رسول خدا صلوات الله علیه آمد و عرض کرد یا رسول الله،گناهان من بسیار است.آیا در توبه بروی من باز است؟ پیامبر فرمود آری.راه توبه برای همگان باز  همراه است.تو نیز از آن محروم نیستی.مرد حبشی از نزد پیامبر رفت.اما چند روز بعد بازگشت و پرسید یا رسول الله آن هنگام که معصیت می کردم خداوند من را می دید؟ فرمود آری می دید.مرد حبشی آهی کشید و بیرون داد و گفت توبه جرم گناه من را می پوشاند چه کنم با شرم آن؟

 

21 – گناهان کوچک

 رسول اکرم در یکی از مسافرتها با اصحابش در سرزمینی خالی و بی علف فرود آمدند.آنها هیزم و آتش احتیاج داشتند.فرمود هیزم جمع کنید.عرض کردند یا رسول الله ببینید این سرزمین چقدر خالی است.هیزمی دیده نمی شود.فرمود در عین حال هر کس هر اندازه که می تواند جمع کنداصحاب روانه صحرا شدند.با دقت به روی زمیین نگاه می کردند و اگر شاخه کوچکی می دیدند بر می داشتند.هر کس هر اندازه توانست ذره ذره جمع کرد و با مقدار زیادی هیزم جمع شد.در این هنگام رسول خدا فرمودند گناهان کوچک هم مثل همین هیزمهای کوچک است.ابتدا به نظر نمی آید ولی هر چیزی جوینده و تعقیب کننده ای دارد.همانطور که شما جستید و تعقیب کردید و این هیزم جمع شد گناهان شما هم جمع می شود و یک روز می بینید از همان گناهان خرد که به چشم نمی آمد انبوه عظیمی جمع شده است.